گذرگاه
مخوف(۲)
زندگی
جاری است!

|
عقاب
سپید بر فراز آسمان بال گشوده و با چشمانی
تیز بین زمین را در جستجوی جنبنده ای از
نظر می گذراند.
بچه
خرگوشی بازیگوش، زیر بوته ای کز کرده و
از ترس به خود می لرزد.
|
مار
خوش خط و خال، تخم پرنده ای را از لانه اش
ربوده و به زمین می جهد.
بچه
خرگوش، وحشت زده می گریزد.
عقاب،
برق آسا فرود آمده و مار نگون بخت را در
میان چنگال های خود گرفته و اوج می گیرد.
کوه
های استوار، پهلو به پهلوی یکدیگر، با
صلابت قد برافراشته اند.
از
زیر صخره، چشمه ای می جوشد و جویبار زمزمه
کنان از دامن کوه سرازیر شده و در اعماق
دره به رود خروشان می پیوندد.
عطر
دل انگیز پونه فضا را آکنده ساخته و پروانه
ها رقص کنان در میان گل ها پرواز می کنند.
توله
خرسی در کنار رود با ماهی ها بازی می کند
و گه گاه بچه ماهیی را اشتباها می بلعد.
رود
پیچ و تاب خوران از میان دره عبور کرده و
راه خود را تا انتهای دشت ادامه می دهد.
آهویی
جست و خیز کنان از راه می رسد و پوزه در آب
فرو می برد.
تمساحی
سر از آب بیرون می آورد.
آهو
به سرعت به سوی صحرا می گریزد و از نظر
ناپدید می شود.
موش
صحرایی مقابل لانه اش ایستاده و به چپ و
راست می نگرد.
شیر
هنوز شکار نیم خورده خود را رها نکرده که
کرکس ها و لاش خورها به لاشه گاومیش هجوم
می برند.
رود
مصمم و امیدوار صخره ها، شن زارها، سنگ
لاخ ها، نمک زارها را تا اقیانوس می پیماید.
ماهی
های ریز و درشت، در میان جلبک ها و گیاهان
روییده بر کشتی غرق شده، مخفی می شوند.
کوسه
ماهی، لاک پشت پیر دریایی که بی خیال در
حال شنا است را تعقیب می کند.
سفره
ماهی در میان گل و لای کف اقیانوس پنهان
می شود تا طعمه خود را غافل گیر کند.
نهنگ
عظیم الجثه خسته از بازیگوشی های روزانه،
بر سطح آب شناور می شود.
مرغ
ماهی خوار که جاپایی در میان آب های مواج
پیدا نموده بر پشت نهنگ به استراحت می
نشیند.
خورشید
آرام آرام در افق سرخ فام ناپدید شده و
اقیانوس در آغوش شب آرام می گیرد.
ادامه
دارد...
|