جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             پژوهشی پیرامون مسیحیت
مسیح
             قاصدک پدر مهربان
             روزنه

سرور من! غیبت تو ، مصیبتی جانکاه بر سراسر هستی ام فروریخته که هرگز تسلی نمی یابم.
از دست دادن یاران یکی پس از دیگری ، اجتماعات را در هم می ریزد، بلاها و سختیها ، رنج ها و اندوه ها، آن چنان بر دلم سنگینی می کند که دیگر اشک دیده و فریادهای سینه ام را احساس نمی کنم.
که هرچه بر اشک دیده و فریاد سینه ام می نگرم ، مصیبت شدید تر و جانکاه تری در نظرم مجسم می گردد که از مصائب قبلی دشوارتر و شکننده تر است.

-- امام صادق(ع)
             مصاحبه
· گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن
             جدیدترین جمعه نامه ها
این آب مسموم است

لحظه ی اتفاق

اندرزگوی دوره گرد!

رمه

یاری مهدی(عج) یاری حسین(ع)
             جمعه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو جمعه نامه
             امکانات
· مقالات
· دریافت فایل
· آمار مشاهدات
· معرفی پدر مهربان
· درباره پدر مهربان
· تماس با ما
             یک وب سایت
http://www.razavi.ir
             
             «دادخواست به مصلح حقیقی»

             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             عضویت در سایت
جهت عضویت اینجا کلیک کنید
کلمه عبور فراموش شده
             منوی اصلی
· خانه
· جستجو در سایت
             RSS/XML

اخبار و مطالب سایت پدر مهربان را در سایت خود نمابش دهید!

RSS/XML

             وضعیت کاربران
مدیر
هیچیک از مدیران حاضر نیست
اعضا:
جدیدترین:جدید امروز:0
جدیدترین:جدید دیروز:1
جدیدترین:مجموع:1173
جدیدترین:جدیدترین:
AntonioKamol
اعضا:حاضر
اعضا:اعضا:0
مهمان‌ها:مهمان‌ها:5
مجموع:مجموع:5
کاربران حاضر
هیچ کاربر حاضری وجود ندارد

داستان دنباله دار: گذرگاه مخوف(۳) - زندگی جاری است!
در تاریخ شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۸۵ - ۱۴:۵۱:۰۱ توسط

اهل بیت(ع)

گذرگاه مخوف(۳)

زندگی جاری است

پرده سیاه شب دریده می شود و یاس سپید فلق از آن میان جوانه می زند. با نسیم صبح گاهی تکه ابرهای خاکستری به جنب و جوش در می آیند. گل خورشید بر گوشه آسمان می شکفد و اولین اشعه های آفتاب بر بام خانه ها می نشیند.



صدها برج و ساختمان بلند، همشکل و هم اندازه خودنمایی می کند. در فاصله میان ساختمان ها، زمین چمن با شمشادها و بوته های گل به چشم می خورد.

کوچه ها و خیابان ها مسیرهای مشبک بهم پیوسته ای را تشکیل می دهند که گویی ساختمان ها را در محاصره خود دارند.

اتوموبیل ها در رنگ ها و اندازه های مختلف در خیابان ها در ترددند.

عابران پیاده گروه گروه از عرض خیابان عبور کرده و شتابان ادامه مسیر می دهند.

مغازه ها با ویترین های پرزرق و برق در معبر ها خودنمایی می کنند که اجناس و کالاها به گونه ای زیبا و چشم نواز در آن ها منظم شده اند.

غول آهنی بزرگ در زیر زمین پیچ و تاب خوران پیش می رود و در جایگاه های مشخصی می ایستد و سیل مسافران از آن به بیرون سرازیر می شود.

مراکز داد و ستد با بافتی قدیمی در وسط شهر همچون همیشه پر از جنب و جوش و حرکت است.

مردی گاری پر از کالا را با زحمت بسیار در لابلای مردم به جلو می راند. فروشنده دوره گردی فریاد زنان اجناس خود را عرضه می کند. خانمی با دستان پر و لبی خندان از مغازه ای خارج می شود. کودکی در جستجوی مادرش گریه سر داده است. دستفروشی بساط خود را کنار دیوار پهن نموده و در انتظار مشتری است.

مردی با لباس محلی مقابل در چوبی سفره خانه ای ایستاده است و بوی مطبوع چای و غذا مشام را نوازش می دهد.

پرنده های آهنین عظیم الجثه با صدایی گوش خراش مدام بر فراز آسمان شهر در ترددند.

اکنون دیگر خورشید در وسط آسمان در نهایت درخشندگی جلوه می کند و زندگی همچنان جاری است. تو گویی مرگی برای این جهان با عظمت متصور نیست. آیا خداوند این نقاش بی بدیل هستی هرگز نقش خود را بر باد فنا نخواهد سپرد؟!

آیا تیشه نیستی بر بلور ظریف هستی آن نخواهد کوبید؟!

ادامه دارد...



این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، در موارد مورد رضای اهل بیت(ع)، با ذکر نام سایت، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Kindfather.ir All Rights Reserved .
kindfather AT gmail DOT com