جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             پژوهشی پیرامون مسیحیت
مسیح
             قاصدک پدر مهربان
             روزنه

سرور من ! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده ، خاطرم را پریشان ساخته ، آرامش دلم را از من سلب نموده است....

-- امام صادق (ع)
             مصاحبه
· گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن
             جدیدترین جمعه نامه ها
این آب مسموم است

لحظه ی اتفاق

اندرزگوی دوره گرد!

رمه

یاری مهدی(عج) یاری حسین(ع)
             جمعه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو جمعه نامه
             امکانات
· مقالات
· دریافت فایل
· آمار مشاهدات
· معرفی پدر مهربان
· درباره پدر مهربان
· تماس با ما
             یک وب سایت
http://www.bahairesearch.ir
             
             «دادخواست به مصلح حقیقی»

             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             عضویت در سایت
جهت عضویت اینجا کلیک کنید
کلمه عبور فراموش شده
             منوی اصلی
· خانه
· جستجو در سایت
             RSS/XML

اخبار و مطالب سایت پدر مهربان را در سایت خود نمابش دهید!

RSS/XML

             وضعیت کاربران
مدیر
هیچیک از مدیران حاضر نیست
اعضا:
جدیدترین:جدید امروز:0
جدیدترین:جدید دیروز:1
جدیدترین:مجموع:1173
جدیدترین:جدیدترین:
AntonioKamol
اعضا:حاضر
اعضا:اعضا:0
مهمان‌ها:مهمان‌ها:5
مجموع:مجموع:5
کاربران حاضر
هیچ کاربر حاضری وجود ندارد

داستان دنباله دار: گذرگاه مخوف(۹)-بسوی موقف
در تاریخ یكشنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۱:۵۶ توسط

اهل بیت(ع)

گذرگاه مخوف(۹)

بسوی موقف



در این صحرای پهناور بی انتها نه سایبانی هست، نه تکیه گاهی و نه محل استراحتی.

خلایق از اولین تا آخرین آنها به پا ایستاده اند.

فرشتگان و ماموران الهی آنان را از بیقوله های گور و لانه پرندگان و جایگاه درندگان و میادین جنگ بیرون کشیده و به سوی پروردگار آورده و اینک خاموش و سر به زیر، صف در صف ایستاده اند.



از شدت تکان های زمین، مردم آرامش خود را از دست داده و آسوده ترین آنها کسی است که در این گیر و دار جای پایی یافته باشد.

عرق از گونه ها سرازیر و اضطراب و وحشت، آنان را فرا گرفته.

صداها از اوج فرو افتاده و آرام گشته و گردن ها به تواضع خم شده.

آرزوهای دور و دراز پایان پذیرفته، دلها ساکن گردیده، درهای حیله و فریب بسته شده، مستی دنیا از سرشان پریده، چرت مرگ پاره شده، پرده های جهل و نادانی، غفلت و شهوت پرستی و هوای نفس از مقابل دیدگان کنار رفته، اسرار پوشیده آشکار و رازها فاش شده، خفتگان دنیا بیدار گشته، بیدار و بینا.

فرشتگان را می بینند و صدایشان را می شنوند و اینک در محضر پروردگار ایستاده و او را چنان حاضر و ناظر می یابند که گویی به او می نگرند و صدای او را می شنوند.

بانگی ملکوتی در فضا می پیچد که امروز داوری و حکومت از آن پروردگار عالمیان است. از هیبت این ندا لرزه بر اندام ها افتاده و سرها فرو می افتد.

هر گروه و امتی با پیشوای خویش در گوشه ای از این گذرگاه اجتماع نموده اند. فردی به عنوان شاهد بر کرسی ایستاده و شخص دیگری مردم را به سوی او سوق می دهد.

هیاهویی در محشر می پیچد. هزاران فرشته دستگیره های دوزخ را گرفته و به این سمت می آورند. هنگام عبور از میان مردم، بانگ مهیبی برخاسته، شعله آتش آنچنان زبانه می کشد که اگر فرشتگان مانع نشوند، اهل محشر همگی می سوزند.

در این وقت فریاد جدال عده ای از مردم با یکدیگر به گوش می رسد. قابیل دامان هابیل را گرفته به او التماس می کند که من برادر تو هستم، مرا با خود ببر. هابیل او را کنار زده و در حال دور شدن ازاو می گوید: من از تو بیزارم. ابراهیم از آذر -سرپرست خود- می گریزد. پسر نوح در پی پدر می دود و نوح نهیب می زند که: از من دور شو! تو اهل من نیستی...

فرشتگان با گرزهای آتشین عده ای را به سمت رهبرانشان می رانند و آنان چون به هم می رسند، پرخاش نموده و یکدیگر را می رانند و هر یک دیگری را متهم می کند که تو موجب گمراهی من بودی!

به اینگونه نسبت ها میان افراد گسسته شده، هر یک به پیشوایان و هم کیشان خود می پیوندند...

ادامه دارد...



این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، در موارد مورد رضای اهل بیت(ع)، با ذکر نام سایت، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Kindfather.ir All Rights Reserved .
kindfather AT gmail DOT com