عید
ولایت و فرصت تجدید میثاق
سپاس
خدای را که تلخی و تلخ کامی محرم را و سوز
و گداز و اشک و آه صفر را به شادی و سرور
ربیع پایان داد و به مژده هلاکت دشمنی
پلید، اهل بیت مطهر (ع)
را
دلشاد ساخت و زود باشد که به همین روشنی
خزان غم فزا و زمستان یخبندان غیبت را نیز
به شادکامی ظهور، سرانجام دهد!
سپاس
خدا را که در همین روز و همین نیک ایام،
از جانب خود حجت و پیشوایی بر ما برگزید
و به وسیله ی وی از گمراهی ابدی و مرگ جاهلی
نجاتمان داد.
سپاس
خدای را که سرپرستی دلسوز و صاحب اختیاری
معصوم و ولی ای دانا و حکیم برما قرار داد
تا لقمه های معرفت را از سفره ی پاک و پر
برکت او برگیریم.
سپاس
پروردگار را که امام، این رهنمای دلسوز
و رفیق همدل و پدر مهربان و شفیق و برادر
حامی را برایمان انتخاب نمود تا در این
جهان سراسر رمز و راز، سرگردان و گرفتار
و بی پشتیبان رها نگردیم و به تکیه گاهی
محکم و سقفی رفیع و دژی سترگ و پناهگاهی
امن و امان دلالتمان نمود تا از نیرنگ
های شیاطین جن و انس به او پناه بریم.
چشمه
ساری جوشان فرو افشاند تا به نوشیدن از
شهد گوارا ی حکمتش از گنداب های بد بوی
دیگران بی نیاز باشیم.
سپاس
کردگار را که موعود غدیر بر ما امیر شد،
او که جد گرامیش رسول خاتم (ص)
– در
میثاقنامه غدیر-
بر
همگان وصفش نموده و از وی نشانه ها داده
که:
ای
مردم!
آگاه
باشید او پشتوانه و حامی دین است.
آگاه
باشید او تمامی دژها را فتح و ویران خواهد
ساخت.
آگاه
باشید او هدایت کننده قبیله های شرک است.
آگاه
باشید او انتقام خون دوستان خدا را باز
خواهد ستاند.
آگاه
باشید او یار و یاور دین خدای بزرگ می
باشد.
آگاه
باشید او نهری پر آب از دریایی ژرف است.
آگاه
باشید او فاضلان را به فضل و جاهلان را به
جهلشان نشانه و [رتبه]
می
دهد.
آگاه
باشید او برگزیده خدا و منتخب وی می باشد.
آگاه
باشید او وارث تمامی دانشهاست و به تمامی
علوم تسلط و احاطه دارد.
آگاه
باشید او از خدایش برای شما گزارش کرده و
از ایمان به خدا آگاهتان می سازد.
آگاه
باشید او راه یافته و استوار و پابر جاست.
آگاه
باشید او امور خلقت و خلایق از سوی خدا بر
وی واگذار گردیده.
آگاه
باشید تمامی پیام آوران گذشته به آمدنش
نوید داده اند.
آگاه
باشید که آن حضرت آخرین حجت الهی ست و پس
از او دیگر حجتی نخواهد آمد حق به تماماً
با وی و نور [هدایت]
به
تمامی نزد اوست.
آگاه
باشید کسی را یارای چیرگی بدو نیست و کسی
در ستیز با وی یاری نخواهد شد.
آگاه
باشید او ولی خدا در زمین و داور دادار در
میان آفریده هایش و امین خدای متعال در
پنهان و پیدا ی اوست.
در
همین روز بود که مولایمان فرمان امامت
یافت و مهر از صحیفه ولایت برگرفت و طومار
ولایت را به دستان مبارکش گشود، همان
منشوری که امام صادق(ع)
از
آن خبر داده و فرموده:
«همانا
پیش از رحلت پیامبر(ص)خداوند
مکتوبی برایش فرستاد و به او فرمود ای
محمد (ص)
این
را به عنوان وصیت خویش به نجبای خاندانت
بسپار، رسول خدا از جبرییل سوال نمود که
منظور از نجیبان چه کسانی هستند؟ و او
پاسخ داد:
امیر
المؤمنین و فرزندانش.
بر
آن نوشته مهرهائى از طلا بود، فرستاده
خدا آن طومار سر به مهر را به امیرالمؤمنین
(ع)
داد
و فرمود:
یکى
از آن مهرها را باز کند و بدانچه در آن است
عمل کند، امیر المؤمنین (ع)
یکى
از آن مهرها را باز کرد و بدانچه در آن بود
عمل کرد، سپس آن را به پسرش حسن داد و او
هم مهرى را باز کرد و بدانچه در آن بود عمل
نمود، سپس به حسین (ع)
داد
و او مهر خود را باز کرد و درآن خواند که
به همراه قومی برای شهادت برخیز که آنان
جز با تو سعادت شهادت نخواهند یافت و آنگاه
نفس خویش را به خدای عز و جل بفروش، و او
نیز بدین فرمان عمل نمود و سپس آن را به
على بن الحسین (ع)
داد
وی نیز مهر را گشود، در آن نوشته بود:
سر
به زیر انداز و کلامی مگو و در خانه ات
بنشین و پروردگارت را بندگی نما تا مرگت
در رسد و او نیز چنین کرده و بعد آن نامه
را به پسر خود محمد بن على (ع)
داد،
او مهرى بر گرفت و خواند:
براى
مردم حدیث بگو و فتوى بده و جز از خدا عز
و جل مترس، زیرا کسی را مجال سوء قصد نسبت
به تو نمی باشد و ایشان نیز به تکلیف خود
عمل کرد و آن نامه را به پسرش جعفر (ع)
داد
و او دید در آن نوشته:
براى
مردم حدیث بگو و فتوى بده و علوم خاندانت
را منتشر ساز و پدران صالح خود را تصدیق
نما و جز از خدا عز و جل مترس که تو در حرز
و امانى، وی نیز این سفارش را انجام داد
و سپس آن را به پسرش موسى (ع)
داد
و وى آن را به کسى که بعد از او است و به
همین طریق تا قیام مهدى(عج)
ادامه
می یابد.»
(اصول
کافى-ترجمه
کمره اى، ج2،
ص:
371)
آری
دوستان اینک -در
چنین گرامی روزی-
نوبت
به مولا و صاحب اختیار ما رسید تا که مهر
از صحیفه خداوند و وصیت نامه رسول(ص)
بر
گیرد و به فرمانی که پروردگارش برآن نگاشته
عمل نماید:
فرمان
قیام و اقامه عدل، فرج و ظفر، ظهور و
استیلای حق و برپایی عدالت و امنیت!
لیک
تنها این نیست؛ پیش
از آن روزگار تکلیف
دیگری نیز هست:
فرمان
غیبت، خون دل و محنت، رنج بی شمار و صبر!
واما
ما غیبت نشینان که از ازل میثاق یاری و
همدلی با مولایمان بسته و ناممان را
درکتیبه قائم آل محمد نوشته اند (1)،
ما چطور؟
آیا
از برای ما در آن منشور قدسی چه تقدیر کرده
و نقشمان در ایام غیبت و غربت مولایمان
کدام و جایگاهمان کجاست؟ سهم ما در کشیدن
بارسنگین میثاق ولایت چیست؟
آیابدین
نقش ویژه اندیشه کرده و برای تجدید میثاقی
دو باره، آماده گشته ایم؟
پی
نوشت:
امیر
المؤمنین سلام الله علیه فرمود:
اى
حسین نهمین فرزند تو قائم بر حق است، او
دین را ظاهر کرده و عدل را در زمین جارى
می کند.
حسین
علیه السّلام فرمود:
عرض
کردم:
این
قضیه عملى خواهد شد؟
فرمود:
آرى
به خداوندى که محمّد را براستى برگزید و
او را به نبوت مبعوث کرد ولیکن او غیبت
طولانى خواهد داشت که جز مردان مخلص که
روح یقین در کالبد آنها جاى دارد در عقیده
خود ثابت نخواهند ماند، و اینان هم افرادى
هستند که خداوند میثاق
ولایت ما
را از آنان اخذ کرده و اینان را در دلهاى
آنها جاى داده و با تاییدات خود آنان را
تایید کرده است.
(زندگانى
چهارده معصوم علیهم السلام/
(نصوص
وارده بر غیبت حضرت صاحب علیه السلام)
/ص
547)
|