جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             پژوهشی پیرامون مسیحیت
مسیح
             قاصدک پدر مهربان
             روزنه

سرور من! غیبت تو ، مصیبتی جانکاه بر سراسر هستی ام فروریخته که هرگز تسلی نمی یابم.
از دست دادن یاران یکی پس از دیگری ، اجتماعات را در هم می ریزد، بلاها و سختیها ، رنج ها و اندوه ها، آن چنان بر دلم سنگینی می کند که دیگر اشک دیده و فریادهای سینه ام را احساس نمی کنم.
که هرچه بر اشک دیده و فریاد سینه ام می نگرم ، مصیبت شدید تر و جانکاه تری در نظرم مجسم می گردد که از مصائب قبلی دشوارتر و شکننده تر است.

-- امام صادق(ع)
             مصاحبه
· گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن
             جدیدترین جمعه نامه ها
این آب مسموم است

لحظه ی اتفاق

اندرزگوی دوره گرد!

رمه

یاری مهدی(عج) یاری حسین(ع)
             جمعه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو جمعه نامه
             امکانات
· مقالات
· دریافت فایل
· آمار مشاهدات
· معرفی پدر مهربان
· درباره پدر مهربان
· تماس با ما
             یک وب سایت
http://www.razavi.ir
             
             «دادخواست به مصلح حقیقی»

             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             عضویت در سایت
جهت عضویت اینجا کلیک کنید
کلمه عبور فراموش شده
             منوی اصلی
· خانه
· جستجو در سایت
             RSS/XML

اخبار و مطالب سایت پدر مهربان را در سایت خود نمابش دهید!

RSS/XML

             وضعیت کاربران
مدیر
هیچیک از مدیران حاضر نیست
اعضا:
جدیدترین:جدید امروز:0
جدیدترین:جدید دیروز:1
جدیدترین:مجموع:1171
جدیدترین:جدیدترین:
FeekmertogJom
اعضا:حاضر
اعضا:اعضا:0
مهمان‌ها:مهمان‌ها:6
مجموع:مجموع:6
کاربران حاضر
هیچ کاربر حاضری وجود ندارد

عنوان: گنج عیسی! شنبه، ۰۳ بهمن ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

گنج عیسی (ع)



آورده اند که عیسی بن مریم علیهما السلام همراه با حواریون خود از کنار شهری عبور می کردند اشیائی قیمتی توجه یاران او را به خود جلب کرد لذا پیشنهاد کردند بیشتر جستجو کنیم شاید به گنجی دست یابیم.

عیسی گفت حرفی نیست شما به جستجوی خود ادامه دهید اما من می خواهم وارد شهر شده و آنجا به دنبال گنج خود بگردم و اینگونه خود به تنهایی وارد شهر شد، همچنان که می گشت به کلبه ای رسید و در زد و میهمان پیرزن و تنها پسر جوان او گردید و ساعت ها در کنارشان نشست و با ایشان از هر دری گفت و گو نمود، او که از هوش و دانایی و آمادگی رشد پسر جوان تعجب کرده بود، رو به مادر نموده و پرسید: پسرت بسیار زیرک و با فراست است لیکن اندوهی غریب در چشمانش موج می زند قصه این غصه چیست؟

پیرزن گفت: حقیقت این است که پسرم دل به دختر پادشاه سپرده و خواهان او گشته حال آن که ما زندگی ای بس فقیرانه ای داشته و با چنین تنگدستی ای روی رفتن به خواستگاری آن دختر را نداریم.

عیسی گفت: اندوهگین نباشید که چاره این کار به دست من است، تو ای جوان همین فردا به قصر برو و به درباریان اعلان نما که به خواستگاری دختر پادشاه آمده ام.

صبحگاهان جوان شادمان به سمت قصر حرکت نمود و ساعتی بعد با سیمای درهم و گرفته به خانه بازگشت و چنین گفت: وقتی به قصر رسیدم با زحمت بسیار اجازه ورود گرفتم و چون درخواست خود را مطرح کردم همه وزیران و درباریان خندیده و مرا مورد استهزا قرار دادند سر آخر هم خبر نزد پادشاه بردند تا وی را هم بخندانند. پادشاه بعد از آن که مرا مورد تمسخر قرار داد گفت برو و با جواهر و مروارید و یاقوت بسیار باز گرد آن وقت شاید دخترم را به تو دادم؛ ای پیامبرخدا به گمانم با این کار، خود را مضحکه درباریان ساختم.

عیسی مسیح لبخندی زد و گفت: صبور باش جوان! هنوز کارما به پایان نرسیده اینک به ویرانه های این اطراف برو در آنجا هر قدر می توانی سنگ و کلوخ بردار و در انبان بریز و با خود بیاور. ...ساعتی بعد جوان با انبانی سنگین به خانه آمد، عیسی به وی گفت اکنون به انبان نگاه کن به اراده خداوند در آن جواهرات بسیاری خواهی یافت آنها را کناری بگذار تا فردا برای پادشاه ببری.

فردا جوان دلشاد و خوشنود با جواهرات و سنگ های قیمتی به قصر رفت، پادشاه ناباورانه همه چیز را ورانداز کرد و درحالی که از دیدن جوان به همراه چنین گنجینه بی نظیری تعجب کرده بود به او گفت: نه! این کافی نیست برگرد و درّ و گوهر بیشتری با خود بیاور.

جوان نگران و اندوهگین نزد عیسی برگشت و فرمان پادشاه را برایش بازگفت، عیسی یک بار دیگر او را به سراغ ویرانه فرستاد و با دامانی از در و گوهر های ناب به دربار پادشاه روانه کرد.

شاه که راز جوان تنگدست و انبان پرجواهر، پاک مات و مبهوتش ساخته بود، پسر را به کناری کشید و حقیقت را از وی جویا شد و چون نام عیسی بن مریم را از زبان وی شنید تکانی خورد و به خود آمد پس از مخالفت دست برداشته و دختر خود را به عقد جوان در آورد و از آنجا که هوش و درایت او را امتحان کرده بود تاج و تخت پادشاهی را نیز دراختیارش نهاده و اداره سرزمینش را بدو سپرد...

روزها گذشت و عیسى که به پایان ماموریت خویش نزدیک می شد برای وداع به قصرآمده لیکن پیش ازخداحافظی پادشاه جوان از او پرسید من در حیرت این نکته مانده‏ ام: تو که توانایى دارى مرا از چنان تنگدستی اسفباری به چنین تاج و تخت با شکوهی برسانى پس خود چرا از این موقعیت بهره نجسته ونمى‏ جویى؟

عیسى (ع)پاسخ داد:

دانشمند الهى و هر کس که از پستى دنیا و فناى آن با خبر است هرگز به چنین امورى سطحى و حقیر تن در نخواهد داد. من در مقام قرب خداوند و محبت او به چنان لذتى معنوى دست یافته ‏ام که لذات دنیوى در برابرش پشیزى نمی ارزد.

جوان که با شنیدن این کلام آتشی، به جانش افتاده بود این بار با حسرت پرسید: اگر چنین است پس چگونه بهترین را براى خود برگزیدى و مرا در چنین مهلکه ‏اى گرفتار ساختى؟

عیسى در پاسخ گفت: خواستم عقل و درایت تو راسنجیده و آمادگیت بر ترک این ظواهر را دریابم و حکایتت راحجتی برای آیندگان قرار دهم.

جوان شوریده سر خلعت پادشاهی از تن به در آورده و تخت و اورنگ سلطنت را یک سره رها کرده واز پی عیسی به راه افتاد.

یاران عیسی که بیرون شهر به انتظارش ایستاده بودند با دیدن پیامبر خدا گنجینه خویش را بدو نشان داده و گفتند ما سر انجام گنج خود را یافتیم و عیسی (ع) نیز به جوان اشاره کرده و گفت لیکن این بود آن گنجی که من در پی اش بودم!

(بحار الانوار- ج 14- ص 280)


****

بی گمان امروز نیز زمین سیاحتگاه برترین حجت خداست - کسی که نه عیسی بن مریم، که مقتدای محبوب اوست - مردی که ازشهرها گذر کرده به بازایهای مان سرمی کشد، در مجالس ما شرکت جسته بر فرشهای مان قدم می نهد. وی نیز هر گوشه جهان را در جستجوی گنج های خویش می کاود، گنجینه های او مردمانی هستند که لذت قرب پروردگار را چشیده و از غیر او رسته اند. مردمانی به دور از های و هوی و ادعا ... بریده از زر و سیم و جاه و مقام و رها از هر رنگ و اورنگ...، آنان هستی خویش را به محبوب سپرده اند و جهت نمای وجودشان تنها به سمت حجت معصوم زمان در چرخش است و کهربای قلبشان را مهر او به سمت خویش می کشد وبس!

آری او همچنان ویرانه های این جهان را می کاود و گنجهای بکر خویش را از آن بر می گزیند، تا روز موعود!





این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، در موارد مورد رضای اهل بیت(ع)، با ذکر نام سایت، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Kindfather.ir All Rights Reserved .
kindfather AT gmail DOT com