جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             پژوهشی پیرامون مسیحیت
مسیح
             قاصدک پدر مهربان
             روزنه

بواسطه من ، خدا بلا را از خاندان و شیعیانم دور می سازد

-- حضرت مهدی (عج)
             مصاحبه
· گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن
             جدیدترین جمعه نامه ها
این آب مسموم است

لحظه ی اتفاق

اندرزگوی دوره گرد!

رمه

یاری مهدی(عج) یاری حسین(ع)
             جمعه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو جمعه نامه
             امکانات
· مقالات
· دریافت فایل
· آمار مشاهدات
· معرفی پدر مهربان
· درباره پدر مهربان
· تماس با ما
             یک وب سایت
http://www.rajeem.ir
             
             «دادخواست به مصلح حقیقی»

             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             عضویت در سایت
جهت عضویت اینجا کلیک کنید
کلمه عبور فراموش شده
             منوی اصلی
· خانه
· جستجو در سایت
             RSS/XML

اخبار و مطالب سایت پدر مهربان را در سایت خود نمابش دهید!

RSS/XML

             وضعیت کاربران
مدیر
هیچیک از مدیران حاضر نیست
اعضا:
جدیدترین:جدید امروز:0
جدیدترین:جدید دیروز:1
جدیدترین:مجموع:1171
جدیدترین:جدیدترین:
FeekmertogJom
اعضا:حاضر
اعضا:اعضا:0
مهمان‌ها:مهمان‌ها:9
مجموع:مجموع:9
کاربران حاضر
هیچ کاربر حاضری وجود ندارد

داستان دنباله دار: گذرگاه گاه مخوف (۶)
در تاریخ سه شنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۵ - ۰۸:۳۱:۲۷ توسط

اهل بیت(ع)

گذرگاه مخوف(۶)

تنها خداوند

زمین، صاف و گسترده و وسیع، بی هیچ جنبنده ای. آسمان، خالی از هر ستاره ای.

در آستان کبریایی حضرت رب العالمین نیز جز چهار ملک مقرب، تسبیح گویی نمانده است. ترس و دهشت و اضطراب واقعه ای عظیم بر آنان نیز چیره شده است. زبان به کام گرفته و لرزان از سخن باز مانده اند.



ناگهان صدایی در ملکوت می پیچد. ندایی از جانب پروردگار:

  • ای فرشته مرگ! بگو آیا کسی زنده مانده است؟!

عزرائیل سر تعظیم فرود آورده و می گوید:

  • پروردگارا تو خود داناتری! به گمانم اسرافیل، میکائیل، جبرائیل و بنده ضعیف تو ملک الموت!

دوباره ندا در عرش می پیچد:

  • که اینان را نیز قبض روح نما!

عزرائیل به سراغ سه دوست قدیمی خود می رود، همانان که از دیرباز کنار یکدیگر در زیر عرش، پرورودگارشان را عبادت نموده و با یکدیگر انس گرفته اند. میکائیل : حامل رییس ملائکه موکل بر ارزاق، اسرافیل: صاحب صور و دمنده در آن و جبرائیل: همو که سالیان سال وحی الهی را به خاتم پیامبران(ص) حبیب خداوند رسانده و تا سدرة المنتهی همراه و همسفر او بوده، هم نشین و هم صحبت خاندان وحی و هم بازی کودکانشان و راوی فضائل و مدایح آنان در جمع فرشتگان. آیا برای آنان نیز زمان وداع فرا رسیده است؟!...

عزرائیل تردیدی نمی کند. فرمان، فرمان خداوند است و او فرشته ای که همواره امر پروردگارش را بی کم و کاست اجرا نموده. جبرائیل با نگاهی مضطرب به چشمان او می نگرد. مرگ حتی برای او نیز می تواند ترسناک و ناخوشایند باشد، لکن او تسلیم بوده و رضایتمندانه قدم پیش می گذارد. سپس نوبت به میکائیل و اسرافیل می رسد. آنان نیز لحظات توان فرسایی را سپری کرده و سپس طعم مرگ را با همه وجود می چشند.

عزرائیل پس از انجام ماموریت سنگین خویش، پیکر بی جان نزدیک ترین همراهانش را رها نموده به بارگاه الهی باز می گردد.

دوباره ندایی در عرش می پیچد:

  • چه کسی زنده مانده است؟!

عزرائیل سر تعظیم فرود آورده و می گوید:

  • بار پروردگارا فقط من، تنها من مانده ام.

خداوند می فرماید:

  • ای فرشته مرگ! به عزت و جلالم سوگند من اینک مزه مرگ را به تو خواهم چشانید، همانگونه که تو آن را به تمامی بندگانم می چشانیدی. اکنون به میان بهشت و دوزخ برو و خود را قبض روح نما!

عرق مرگ بر پیشانی ملک الموت می نشیند، با قدم هایی لرزان برای اجرای آخرین ماموریت خود به راه می افتد. لحظاتی بعد چنان فریاد عظیمی در سراسر گیتی به گوش می رسد که اگر خلایق پیش از آن نمرده بودند اکنون از شدت هول آن همگی جان می دادند...

اسرافیل، میکائیل، جبرائیل و عزرائیل روی زمین به خوابی ابدی فرو رفته اند. از فرّ و کرّ و شوکت و جلال کرّوبیان چیزی باقی نمانده است. خفّت مرگ، هر عظمتی را فرو می نشاند. در بی کران هستی ندایی با صلابت می پیچد:

  • ای دنیا! ای فریبای نیرنگ باز! کجایند جولان داران تو ؟! کجایند زورمداران و جباران و سرکشان و گردنکشان مغرورت؟! همانان که می پنداشتند سلطنتشان را پایانی نبوده و دست قهّاری در کمین نیست. چه شدند آن دولت مردان ظلم پیشه که غرق در روزی من بوده و از پرستشم سر باز می زدند؟! به من بازگویید که امروز ملکوت آسمان و پادشاهی کائنات از آن کیست؟!

هیچ پاسخ دهده ای برای این پرسش نیست. پروردگار خود اینگونه پاسخ می دهد:

  • امروز پادشاهی از آن خداوندگار آسمان و زمین است. این من بودم که همه خلایق را میراندم. معبودی جز من نیست، شریک و وزیری ندارم. منم که می میرانم و زنده می کنم.

ادامه دارد...



این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، در موارد مورد رضای اهل بیت(ع)، با ذکر نام سایت، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Kindfather.ir All Rights Reserved .
kindfather AT gmail DOT com