جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             پژوهشی پیرامون مسیحیت
مسیح
             قاصدک پدر مهربان
             روزنه

پس ما را از ایشان دور نمیدارد مگر آن دسته از کردارهای آنان که ما را ناپسند و ناخوشایند است و از آنان روا نمی دانیم

-- حضرت مهدی (عج)
             مصاحبه
· گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن
             جدیدترین جمعه نامه ها
این آب مسموم است

لحظه ی اتفاق

اندرزگوی دوره گرد!

رمه

یاری مهدی(عج) یاری حسین(ع)
             جمعه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو جمعه نامه
             امکانات
· مقالات
· دریافت فایل
· آمار مشاهدات
· معرفی پدر مهربان
· درباره پدر مهربان
· تماس با ما
             یک وب سایت
http://berkeh.ir
             
             «دادخواست به مصلح حقیقی»

             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             عضویت در سایت
جهت عضویت اینجا کلیک کنید
کلمه عبور فراموش شده
             منوی اصلی
· خانه
· جستجو در سایت
             RSS/XML

اخبار و مطالب سایت پدر مهربان را در سایت خود نمابش دهید!

RSS/XML

             وضعیت کاربران
مدیر
هیچیک از مدیران حاضر نیست
اعضا:
جدیدترین:جدید امروز:0
جدیدترین:جدید دیروز:1
جدیدترین:مجموع:1173
جدیدترین:جدیدترین:
AntonioKamol
اعضا:حاضر
اعضا:اعضا:0
مهمان‌ها:مهمان‌ها:5
مجموع:مجموع:5
کاربران حاضر
هیچ کاربر حاضری وجود ندارد

داستان دنباله دار: گذرگاه مخوف(۱۰)-شاهد
در تاریخ یكشنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۶:۱۹ توسط

اهل بیت(ع)

گذرگاه مخوف(۱۰)

شاهد



سایه سنگین ظلمت بر محشر حاکم گردیده، خلایق در صفوف به هم پیوسته تنگاتنگ یکدیگر به انتظار ایستاده اند و عرق از سر و رویشان جاری است. از شدت مشقت مدام درخواست می کنند که ای کاش حساب ما زودتر رسیدگی بشود و از این مهلکه رهایی یابیم حتی اگر از اهل دوزخ باشیم.



در این هنگام منادیی ندایی رسا سر می دهد که همه اهل محشر می شنوند:

  • کجاست محمد بن عبدالله پیامبر قریشی عربی؟!

مردی نورانی قدم پیش نهاده در سمت راست عرش می ایستد.

سپس امیرالمومنین و بقیه معصومین را می طلبند و آنان در سمت چپ آن مرد نورانی می ایستند.

بعد از آن نوبت به امت ایشان می رسد و آنها نیز در کنار پیشوایان خویش قرار می گیرند.

پس از آن هر پیغمبری را با امتش می طلبند و در جانب چپ عرش جای می دهند.

حال نوبت به قلم می رسد و او به شکل مردی حاضر می شود. از او پرسیده می شود:

  • ای قلم! آیا آنچه را که ما به تو الهام نمودیم در لوح نوشتی؟!

قلم سر به زیر افکنده، با ادب و تواضع می گوید:

  • پروردگارا! تو بهتر می دانی که همه را بی کم و کاست بر لوح نوشتم.

    - گواه تو بر این امر کیست؟!

  • تنها تو از مسائل پنهان من آگاهی و من جز تو گواهی ندارم.

    - درست است تو حجت خود را تمام کردی.

اینک نوبت به لوح می رسد که به صورت جوانی زیبا روی به محشر پا می نهد.

  • آیا قلم آنچه را ما وحی کرده بودیم بر تو نوشت؟!

  • بله ای آفریدگارم! آنچه او بر من نوشت به اسرافیل رسانیدم.

اکنون اسرافیل نیز در سیمای جوانی خوش سیما به دادگاه الهی پای نهاده و مورد بازخواست قرار می گیرد:

  • آیا آنچه بر لوح نقش شده بود به تو رسید؟!

  • بله ای پروردگارم! و من آن را به جبرئیل رساندم.

جبرئیل را فرا خوانده و او را نیز مورد سوال قرار میدهند و او عنوان می کند که وحی را به جمیع پیامبران رسانیده و به یک یک آنها کتاب و حکمت را عطا کرده و آخرین آنها نیز محمد بن عبدالله (ص) حبیب خداوند بوده.

پس از آن اولین پیامبری که مورد سوال قرار می گیرد محمد بن عبدالله(ص) می باشد:

  • یا محمد! آیا جبرئیل کتاب و حکمت ما را به تو رسانید؟!

  • آری ای پروردگار جهانیان! جبرئیل وحی تو را به تمامی به من رسانید.

  • آیا تو نیز همه را به امت خویش ابلاغ نمودی؟!

  • آری رسانیدم و در راه دین تو جهاد کرده و زحمت کشیدم.

  • گواه تو بر این مدعا کیست؟!

  • بارالها! تو خود گواهی و ملائکه و نیکوکاران امتم نیز و البته گواهی تو به تنهایی کافیست.

پس خداوند ملائکه و امت را فرا می خواند و هریک جداگانه گواهی می دهند. در این زمان ندا می رسد که :

  • آیا چون زمان رفتن برای تو فرا رسید جانشینی در میان امت خود تعیین نمودی تا کتاب را برا آنها روشن و اختلافاتشان را حل نماید و بعد از تو حجت من باشد در بین آنها؟!

  • بلی. من در زمان حیات خود علی بن ابی طالب را که برادر، وصی و بهترین امتم بود در بین آنها جانشین قرار دادم تا از او پیروی کنند.

سپس علی بن ابی طالب را فراخوانده و مورد سوال قرار می دهند که :

  • آیا محمد بن عبدالله در زمان حیات خود تو را به جانشینی خودش نصب نمود؟! و آیا تو بعد از او بر این امر منصوب شدی؟!

  • آری ای خداوند عالمیان! محمد مرا جانشین خود نموده و در زمان حیات خویش به مردم معرفی کرد لکن آنگاه که او را به جوار رحمت خود بردی، امت او امامت مرا انکار نموده و مرا ضعیف گردانیدند و چیزی نمانده بود که بکشند. آنها گروهی را بی آنکه لیاقت داشته باشند بر من برتری دادند و از اطاعت من سر باز زدند. من در راه تو شمشیر زده و جهاد کردم و کشته شدم.

  • ای علی آیا پیش رفتن جانشینی برای خود تعیین نمودی؟!

  • خداوندا! حسن را که فرزند من و فرزند دختر پیامبرت بود نصب کردم.

و اینگونه هر امامی را طلبیده و از او همین سوال را تکرار می کنند. آنگاه انبیاء و مرسلین را یک به یک فرا می خوانند تا آنکه حجت بر تمام امت ها تمام گردد.سپس ندا می رسد که امروز راستگویان از راستی خود سود می برند.

ادامه دارد...



این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، در موارد مورد رضای اهل بیت(ع)، با ذکر نام سایت، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Kindfather.ir All Rights Reserved .
kindfather AT gmail DOT com